مهديس و شيطنت هاي جديد
سلام دوستان و سلام دختر قشنگم. نفس من هر چي ميگذره شيطنت هاش هم بيشتر مي شه. مثلا تا لباسهاش رو مي خوام عوض كنم فرار مي كنه و نميزاره لباس بپوشونم. لباس پوشيدنش هم با مكافات، خيلي گريه مي كنه. توي مهد هم ياد گرفته كلاغ پر مي كنه و دست مي زنه. توي آوردن سفره هم كمك مي كنه. سفره پهن مي كنه، بشقاب، قاشق، ليوان مياره. توي گردگيري كمك مي كنه، دستمال برمي داره و شروع مي كنه مثلا تميز كردن. جارو شارژي رو از دست من مي گيره ميگه (اِده ، اِده... من من) كه خانوم واسه مامانش جارو كنه. (الهي فدات شم) ...





